Madares Eslami Madares Eslami.com Madares Eslami
Untitled Document
ً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون.................................َ چرا از هر گروهى از آنان، طايفه اى كوچ نمى كند ، تا در دين آگاهى يابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود آنها را بيم دهند؟! شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى كنند
ورود به سایت
نام کاربری رمز عبور
گالری عکس
عکسی قدیمی از کعبه هنگام سیل



 
[يكشنبه ۱۳ دي ۱۳۸۸]
1235- آیا حضرت یوسف علیه السلام ازدواج کرده است؟

آیا حضرت یوسف علیه السلام ازدواج کرده و از او فرزندانی به جای مانده اند؟ و آیا از بین فرزندانش، کسی پیامبر بوده است یا نه؟ و آیا از قرآن و سنت، دلیلی برآن وجود دارد؟ چون خیلی از مردم معتقدند که زلیخا، زن عزیز مصر، مسلمان شده و خداوند جوانیش را به او برگردادنده و یوسف علیه السلام او را به ازدواج خود در آورده، آیا این صحت دارد؟

جواب:

مورخین و مفسرین نقل میکنند که یوسف علیه السلام زلیخا را بعد از اینکه توبه کرده، به ازدواج خود در آورده و نیز روایت کرده اند که زلیخا دو فرزند برای یوسف بدنیا آورده.

محمد بن اسحاق میگوید:

" هنگامی که یوسف به پادشاه مصر گفت: ( اجعلنی علی خزائن الارض إنی حفیظ علیم ) یعنی: مرا بر خزانه های زمین بگمار، به درستی که من بسیار حفاظت کننده و عالم به آن هستم. پادشاه مصر گفت: به تو سپردم! و او را به جای إطفیر بر خزائن گمارد و إطفیر را برکنار کرد. خداوند میفرماید: ( و کذلک مکّنّا لیوسف فی الارض یتبوأ من حیث شاء ).

ذکر شده که إطفیر در همان شبها از دنیا رفت و پادشاه، زن إطفیر را که اسمش راعیل بود به ازدواج یوسف در آورد. به نظر عده ای، راعیل را به علت اینکه إطفیر به زنان نزدیک نمیشد، هنوز دختر میدانستند. یوسف با او ازدواج کرد و راعیل دو پسر برایش به دنیا آورد: أفرائیم بن یوسف و میشا بن یوسف. أفرائیم پدر نون است و نور پدر یوشع بن نون، و همچنین پدر ( رحمة ) است که زن ایوب علیه السلام بود. " روایت ابن اسحاق تمام شد.

وقتی که حکایت محمد بن اسحاق از قصه های تاریخی قدیمی است، و برای آن سند متصلی پیدا نمیشود و ظن غالب بر این است که این داستانها را از علمای اهل کتاب ( یعنی یهود و نصاری ) گرفته است، ما نه می توانیم آن را تصدیق و نه می توانیم آن را تکذیب کنیم، و ما نیز آن را به عنوان یک حکایت نه چیزی دیگر، حساب میکنیم و علم به حقیقت این امر را به خداوند عزوجل واگذار میکنیم.

بخاطر اینکه مشغول شدن به این غرائب و تفاصیل حالاتی که متعلق به امور دین و رسالت آن نیست، و نیز از مشغول شدن به آن نیز هیچ فایده ای انتظار نمیرود، بهتر این است که به آن مشغول نشویم و به همین خاطر نیز تفصیل آن در روایات که نیامده، بلکه در دین نیز از آن ذکری به میان نیامده، و اگر این امر از اموری بود که فهمیدنش نفعی برایمان داشت، شایسته بود که توسط رسول الله صلی الله علیه و سلم، خبرش به ما برسد.

نام: ایمیل:
نظر شما :
احمد ر - 22/5/1389
اهسنت بر شما انشا الاه سایت شما موضوعات بیشتری در نظر بگیرد
لطفا توضيح دهيد كه لماذا دسترسي به فتاوي شماره يك تا شماره هزار و هفتصد در بانك فتاوي امكان بذير نيست؟؟؟
جستجو در سایت
نظر سنجی
  
نظر شما در مورد طراحی این وب سایت چیست؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف


مجموع آراء: 1724
مشاهده نتیجه
 
© 2007Madares-Eslami.com All rights reserved