Madares Eslami Madares Eslami.com Madares Eslami
Untitled Document
ً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون.................................َ چرا از هر گروهى از آنان، طايفه اى كوچ نمى كند ، تا در دين آگاهى يابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود آنها را بيم دهند؟! شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى كنند
ورود به سایت
نام کاربری رمز عبور
گالری عکس
عکسی قدیمی از کعبه هنگام سیل



 
[دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸]

روز قدس و فتح قدس

به نام خداوند بخشنده ي مهربان

شماره ي:19
موضوع: راهپيمايي روز قدس ( فلسطين و قدس )

آخرين جمعه ي ماه مبارک رمضان بنا به پيشنهاد مرحوم روح الله موسوي الخميني روز جهاني قدس اعلام شده است. امروز غالب مسلماناني که اين پيام را شنيدند از قدس سخن به ميان مي آورند. در اين مختصر به دو بحث اشاره مي کنم. پيوسته شنيده ايم که در مصاحبه ها از مسلمانان معمولي پرسيده مي شود به نظر شما روز جهاني قدس چه تاثيري بر آينده ي مسلمين دارد يا بر آزادي قدس دارد و چه تاثير و ضربه ي کوبنده ايي بر دشمنان اسلام دارد، خب، معمولا هر مسلمان آنچه شنيده و فکر مي کند، مختصر بيان مي کند. بگذاريد در اينجا اين قضيه را خارج از مصاحبه هاي راديو که شنيده ايم بررسي کنيم. اين احتمال مي رود که در جمع مسلمين کساني باشند که بگويند اين گونه عکس العمل ها هيچ نقشي در آزادي قدس و سرنوشت مسلمانان در آينده نخواهد داشت.
خب تصحيح اين گونه افکار خيلي مهم است، چون غالب ضربه هايي که يک مسلمان مي خورد از غلط تصور کردن و بد دانستن قضاياي مسلمين است. تصحيح افکار و انديشه، مهم ترين اصلاح براي سرنوشت افراد است و ما اگر به باورهاي نادرست خود ادامه بدهيم و براساس باورهاي غلط خود حرکت کنيم مسير و سرنوشت وخيمي خواهيم داشت. حالا جواب اين اشکال را عرض مي کنم: طبيعي است که آرامش و سکون، سختي و گرفتاري ندارد. به اين داستان خانوادگي که از يک جامعه جنوبي خودمان نقل شده توجه بفرماييد:
ظاهر داستان خانوادگي و عاميانه است، اما محتوايش خيلي مهم است. نقل مي کنند در يک خانواده يک زن و مرد، دو فرزند داشتند. يک پسر 10 ساله فلج بود، دست و پايش ناقص و نشسته بود، اما فکر و عقلش خوب کار مي کرد. يک پسر 1 سال و 2 ماه عمر داشت. اين پسر چهارده ماهه همين طور که بلند مي شد مي افتاد و گريه مي کرد، بلند مي شد و دو قدم ديگر برمي داشت، باز هم مي افتاد و اين بار بيشتر گريه
مي کرد. گاهي مادر ناچار مي شد کارش را رها کند وبچه را آرام کند و پسر بچه باز هم بلند مي شد 2 قدم ديگر مي رفت اين بار سرش به زمين ميخورد و هر بار هم گريه مي کرد.
برادر 10 ساله خنده مي کرد: خاک بر سر! مثل من آرام بنشين تا سرت به زمين نخورد، من خيالم راحت است، آرام نشسته ام. حالا آن که در راهپيمايي شرکت نمي کند، روز قدس ندارد. آن بچه فلج 10 ساله که راحت نشسته است خيالش راحته، کسي مزاحم او نيست، نه آمريکا و اسراييل دشمن اوست و نه هيچ کس کار به کارش ندارد. در دکانش، در محل کارش، در کشاورزيش، در خانه اش، هر کجا که خريده است، سلطان خودش است، کسي کار به کارش ندارد، براي اين که کسي که فلج نشسته چه کسي مزاحم او مي شود؟ آن کسي روز قدس دارد که راهپيمايي مي کند، آن کودک 14 ماهه است، اگر چه سرش خرد مي شود، ولي نتيجه چه مي شود؟ اين سر خوردن ها و به زمين خوردن ها نهايت آن چه مي شود!؟ براي بچه ي 14 ماهه مگر نه راه افتادن و در مسير زندگي قرار گرفتن است و دست فلج ها را گرفتن و به آن ها کمک کردن و فلج ها را راهنمايي کردن است و آن ها را وادار کردن به اينکه با دست و پا فعاليت کنند و دست و پاي خود را به فعاليت باز بگردانند؟ خوب اين خيلي مهم است. اين را ما همه قبول داريم که آرام خوابيدن و بي حرکت بودن دردسر نداره، خيلي راحته. اين مقدمه ي مطلب بود، حالا جواب اصلي: خيلي خوش نيت باشيم مي گوييم: آن هايي که تصور مي کنند احساسات و ابراز مخا لفت با صهيونسيم، ابراز مخالفت با اشغال قدس در چنين روزي، اثر ندارد، کساني که اين تصور مي کنند اگر مستقِيما مايل استعمار نباشند، فريب استعمار را خوردند. آرزوي دشمن اين است که ما قدس را فراموش کنيم تا 30، 40 سال بعد اگر گفته شد بيت المقدس، قدس، يک جوان مسلمان که ديگر راهپيمايي قدس نديد، روز قدس نشنيده، او بگويد قدس کجاست؟ اروشليم داريم که پايتخت اسراييل است، ولي قدس نداريم. شهري به نام قدس وجود ندارد، ولي اگر راهپيمايي ها و روز قدس و پوسترها و پلاکاردها و عکس ها باشد، و اين شعار ها منتشر بشود، نسل در نسل ما، کلمه ي مقدس بيت المقدس در مغز و در دل خودمان جاي مي دهيم و همين فکر مقدس را به آيندگان و نسل جوان و به نوادگان خود منتقل مي کنيم و براي هميشه قدس شريف در ذهن ماست نه اورشليم تحريف شده و طاغوتي و شيطاني. اين خيلي مهم است و البته آرزوي دشمن اين است شما اين قضيه را فراموش کنيد اصلا، اين تنها مشکل کوچک است و بزرگتر از آن وجود دارد. شايد در آرشيو سازمان ملل باشد اين قضيهف هر چند گاهي بروز نمي دهند. 50 يا 60 سال بعد شايد بروز دهند، وقتي وزير خارجه دولت غاصب به نام گلدامایر در سازمان ملل حضور يافته بود و در اجتماع بزرگ سازمان ملل خارج از سالن از او سوال شد که شما درباره ي فلسطين و فلسطينيان چه نقشه اي داريد؟ و براي اعراب ساکن فلسطين چه حقو قي قايل هستيد؟ زن يهودي ، وزير خارجه ي وقت اينچنين گفت: اصولا کشوري به عنوان فلسطين در زمين نداريم. چنين چيزي وجود ندارد. شما از کشوري سخن مي گويي که در کره ي زمين نيست، و بعد گفت: ما اعرابي در وطن خودمان اسرايل مقدس نداريم، ما خالصا يهودي هستيم در سرزمين مقدس موعود؛ در سرزمين اسرايل، عده اي خدمتگذار و دزد از اطراف آمده اند و تدريجا خودشان بيرون مي روند و به وطنشان حجاز باز مي گردند. بله، اين سخن يهودي که ده پانزده سال است به اسفل السافلين رسيده و به جهنم رفته، حالا ديگر نيست، ولي نوادگانش و اخلافش و همکارانش هستند. آرزویشان همينه. عرض کردم که خطرناک است کسي تصور کند اجتماع جهاني روز قدس تأثير ندارد، بلکه حتما تأثير دارد. حداقلش اين است که کلمه مقدس قدس و جريان غصب قدس در ذهن ما مسلمين زنده مي ماند و مطلب سوم در همين زمينه به عنوان پاسخ اشکال اين است: يهودي ها 2000سال قبل يا 2300 سال قبل دولت خود را از دست دادند. نبوکد پادشاه بابل در سال احتمالا 800 يا 900 سال قبل از ميلاد، (اين عدد دقيق نيست) فلسطين را اشغال کرده و هيکل سليمان را به آتش کشيده و يهوديان ظالم غاصب که شريعت خدا را زير پاگذاشته و به عياشي و خوشگذراني پرداخته بودند، آن ها را اسير کرد و آنها را به بابل برد و 1200 سال آن ها را اسير کرد. از آن تاريخ که يهود دولت از دست داده و هر کجا بودند از يهود حرف زدند، روز موعود، تلموت، تورات و هيکل آتش زده و نابود شده سليمان. پيوسته گفتند و گفتند، و 2000 سال فقط گفتند و تا بعد از 2000 سال تکرار در سال 1967 ميلادي حالا اول 93 هستيم، 67 تا 93، در چنين مدتي خيلي نگذشته است، بعد از 2000 سال تکرار کردن در 1967 ميلادي حرفشان را به کرسي نشاندند و 2000 سال فقط گفتند و گفتند، خسته نشدند و مأيوس نشدند و نگفتند: بابا چقدر بگوييم ، بس است، فايده اي نداشت، اورشليم به ما برنمي گردد، هيکل سليمان برنمي گردد. اين را نگفتند و فقط تکرار کردند و گفتند. بعد از 2000 سال بالاخره نتيجه گرفتند و هر چند اين نتيجه به وعده خدا در قرآن مجيد، پيروزيِ يهود دايمي نيست و به هيچ وجه قطعي نيست، يهود هنوز پيروز نشده است. امروز که ما حرف مي زنيم، هيچ عبران يهودي شب در خانه اش آرام نمي خوابد، غير ممکن است، زيرا انتفاضه که خداوند برکتش دهد آرامش و آسايش و خواب را از چشم کليه رهبران يهود گرفته و آن ها پيوسته در خطر ترور و انتقام صاحبان حق در فلسطين هستند. بنابراين تا امروز با وجود اينکه به اصطلاح سي و چند سال پيروز شدند، ولي پيروزي تضمين شده نيست، زيرا مسلمانان تسليم نشده اند، بلکه مقاومت ادامه دارد تا حق به حقدار برسد و قدس از دستشان در بيايد. اين مطلب اول بود، بنابراين شما
شنونده عزيز در هر کجا که هستي، مطمِن باشي اول حق را بگوييم و بعد به حق عمل کنيم، مطابق دستور حق حرکت کنيم و حالا مطلب دوم، خيلي کوتاه: قدس 16 بار قتل عام شده است: 2000 يا 2500 سال فقط 2 بار بوسيله 2 مؤمن و سرباز و لشکر اسلام و سردار مسلمان بدون خونريزي فتح شد. يک بار در سال 15 هجري به وسيله اصحاب رسول الله و يک بار در قرن 5 هجري به وسيله صلاح الدين ايوبي، فتح شده است. بار اول که آنجا فتح شد، مردم آنجا مسيحي بودند و هيچ يهودي آنجا نبود. جالب اين است که اصحاب محمد (ص)، سپهسالاران محمد (ص)، وقتي قرارداد صلحي با حکام و فرمانروايان مسيحيان امضاء کردند، مسيحيان شرط کردند که مسلمانان به يهود اجازه ي بازگشت ندهند. اين قضيه به گونه اي ديگر در سازمان ملل به زبان حقوقي مطرح شده است. به اين معني که يهود ادعا کرده که مسلمانان فلسطين را از يهود غصب کرده و بايد به خودشان بازگردد و مسلمانان به استناد صحيح ترين تاريخ 1400 سال قبل اثبات کرده اند به هيچ وجه مسلمانان، فلسطين را از يهوديان تحويل نگرفته اند، بلکه مسلمانان فلسطين را از امت مسيح تحويل گرفته اند و اگر قرار باشد رد و بدل شود و واقعا مسيحيان معتقد باشند که فلسطين مال خودشان است، امت محمد (ص) بايد قدس را به امت مسيح بازگرداند نه به امت موسي. حالا فرض کنيم تحريف صورت نگرفته باشد و همان اجماع مقدس مسيحيان به شکل اوليه اش باشد. در بار دوم، اتحاد مثلث صليبي ها اعلام جهاد عليه مسلمين کرد و به رهبري پاپ از ايتاليا، انگلستان و فرانسه، سه کشور متحد مثلث جنگ هاي صليبي در قرن 4 و 5 هجري بود. آن ها آمدند با يک جنگ 14 يا 15 ساله در نهايت جنگ فلسطين را اشغال کرده و در روز اشغال صليبي ها روايت است 70 هزار نفر از مسلمانان قدس در نهايت دلاوري ها کشته شدند و قدس تسليم صليبي ها شد. نه در 1 روز و 2 روز همه آن ها کشته شدند. در مجموع محاصره قدس وتا تسليم شدنش به دست مسلمانان قريب 120 سال شهر قدس در تسلط مسيحيان بود و هيچ مسلماني درآن زندگي نمي کرد. اذان و اقامه اي در کار نبود و مسجدالاقصی و کليه مسجدهای ديگر تعطيل شده بود و به اين ترتيب بي مناسبت نيست که به مؤمنان اين تذکر داده شود، امروز که ما به نام روز قدس ابراز احساسات مي کنيم و حق خود را اعلان مي کنيم، کليه ي مساجد قدس باز و داير است، اذان گفته مي شود و نماز برپا مي شود و امروز حتما مسجدالاقصا به وسيله 3000 يا 4000 نفر نيروهاي مسلح يهود محاصره شده است، نه براي جلوگيري از نماز جمعه و جماعت، خير، فقط براي جلوگيري از تظاهرات و ابراز احساسات و اظهار حقي که دارند. اما درآن 120 سال قرن 5 و 6 هجري به هيچ وجه خبري از نماز و اذان و اقامه در شهر بيت المقدس نبوده است و بعد از نااميدي مطلق و بعد از اين که مسلمانان اميدي نداشتند قدس به آن ها برگردد، خميني در آن روز پيدا شد، صلاح الدين ايوبي (رض) جهان اسلام را به جهاد بر ضد صليبي ها برانگيخت. صليبي هايي که آرام گرفته بودند و قدس را گرفته بودند و به غرب برگشته بودند. مشکلي هم نبود. عليه امت صليبي اعلام جهاد کرد. دعوت او را مسلمانان اجابت کردند، از مصر و شام لشکر فراهم کرد و سپس شهر قدس را محاصره کرد و اين محاصره 4 سال طول کشيد و بالاخره مسيحيان تسليم شدند. دومين فاتح اسلام و صلح جو وارد قدس شد. از کسي هيچ خوني ريخته نشد و هيچ کسي کشته نشد، همان طوري که اصحاب رسول الله (ص) به رهبري فاروق اعظم وارد قدس شدند، هيچ کس کشته نشد، چون اصحاب رسول الله (ص) خونريز و خونخوار نبودند. آن ها تا جايي که مي شد از خونريزي جلوگيري مي کردند. براي دفاع از حق، صلح، آرامش و آسايش مردم، خون ستمگر را مي ريختند. گرگ ها را مي کشتند تا گوسفندان سالم بمانند، جباران را مي کشتند تا مردمان و مستضعفين آسوده باشند. اين روش و ايده اصحاب رسول الله (ص) بود که قدس را فتح کردند. صلاح الدين براي بار دوم در قرن 5 هجري، اواخر قرن 5 اين فتح را تکرار کرد و اين سنت عمري را تجديد کرد و براي اين که شما مطمئن باشيد و به شما اطمينان بدهم که در عصر حاضر، حکامي که در اطراف فلسطين قرار دارند به هيچ وجه نمي توانند قدس را فتح کنند؛ اصحاب رسول الله (ص) شناخته شده اند و درباره ي آن ها حرفي ندارم، اما صلاح الدين ايوبي يک ژنرال و کرد بود، از امت متلاشي شده کردستان برخاسته بود. مي دانيد صلاح الدين با چه انديشه اي با سربازانش قدس را محاصره کرد؟ به اين ترتيب که صلاح الدين منبري از چوپ ساخته بود و با لشکر حرکت مي داد و مي گفت: سوگند خورده ام که روي اين منبر در مسجد الاقصی خطبه جمعه ايرادکنم. مهمترين کار صلاح الدين و سربازانش، نماز جماعت پنچ وقت و نماز تهجد در سحرگاه بود. اين مهمترين کار آن ها بود و امکان نداشت سربازي نماز جماعتش فوت بشود. غيرممکن و محال بود. و اين داستان که کمي رقت انگيز و گريه آور است و ما را به ياد اخلاص و ايمان بزرگان قرون وسطی مي اندازد شايسته ذکر است: صلاح الدين در سال هاي محاصره قدس نامه اي از امير مسيحي قدس دريافت کرد. فرمانرواي مسيحي مي خواست صلاح الدين را عصباني کند. مشابه آن در بوسني و هرزگوين صورت مي گيرد ولي خبرش براي ما نمي آيد. فرمانرواي صليبي به صلاح الدين ايوبي نوشته بود: ما مقاومت خواهيم کرد و تو از اين جا شکست خواهي خورد و عقب نشيني خواهد کرد. بعد ما تو را تا يثرب تعقيب خواهيم کرد و يثرب را از شما مي گيريم و آن وقت قبر محمد (ص) را باز مي کنيم و جسدش را آتش مي زنيم. صلاح الدين وقتي که آن را خواند گفت: حالا اين صليبي مرا مجبور کرد که سوگندم را بشکنم. من سوگند خورده بودم که هيچ کس را در فتح قدس نکشم. اما حالا اين را اجبارا بايد بکشم. به خداوند مسيح و محمد (ص) سوگند، من بايد اين را زير منبر مسجد جامع الاقصی ذبح کنم تا بداند که او نمي تواند چنين جسارتي به ساحت مقدس خاتم الانبياء بنمايد. اين زبان ژنرال بود تا موقع تسليم و صلح نامه، صلاح الدين (رض)، فرمانروا را استثناء کرد: غيرممکن است او را بايد زنده تحويلش داد. صلح امضاء شد و فرمانروا بازداشت شد و به مأموران صلاح الدين سپردند و روز فتح قدس جالب بود. مسجدالاقصی پر از انواع و اقسام آلودگيها و نجاست ها بود. صلاح الدين عمامه کردي خودش را باز کرد و گفت: داخل اين بريزيد و نجاست ها را بيرون ببريد و با عمامه اين مسجد را پاک کردند و براي نمازگران در طول 5 و 6 ساعت مسجد را آماده کردند. بعد صلاح الدين عمامه اش را شست و خشک کرد و به وسيله آفتاب تا هنگام ظهر، آماده شد و با همان عمامه روي منبر قرار گرفت. روي منبري که 4 تا 5 سال با لشکر حرکتش مي داد. شايد بگوييد اين مسخره بازي و شوخي است. مگر منبر نبوده که منبر حرکت بدهد؟ عرض مي کنم: نه قربان! اين عقيده و ايده و مرام است! اين چيزي است که اگر فکر کنيم شوخي و مسخره است، بويي از آن نبرده ايم. اين عقيده و ايده و مرام است. عقيده ها مقدس است. حرکت ها اگر براساس عقيده درست و تصميم و جديت قاطع باشد، پيروزي مي آورد و اگر براساس شک و ترديد و تقليد کورکورانه باشد، اعتقادي بودن عقيده، شکست و گرفتاري مي آورد. صلاح الدين خطبه خواند و نماز جمعه را تمام کرد و اولين نماز بعد از 120 سال تعطيلي بود. بعد پوست گاوي را آماده کردند و آن را پاي منبر انداختند و فرمانرواي نامه نويس را دست بسته پيش وي آوردند و صلاح الدين به فرمانروا نامه نويس گفت: دوست نداشتم در دومين فتح اسلامي قدس خونريزي
صورت گيرد، اما نامه ات به حدي برايت شرم آور بود که حداقل جزايت کشتن است. خودت باعث شدي که اين وضع پيش آيد. سپس او را زير منبر خواباند و با دست خودش سرش را بريد و خونش را در پوست گاو ريخت و گفت: اليوم انتقم لمحمد صلی الله عليه و سلم. يعنی: امروز برای محمد صلی الله عليه و سلم انتقام مي گيرم.اين تنها باري که براي محمد (ص) انتقام گرفت. البته حزب ها و حافظ الاسدها و صدام ها و حسني مبارک ها و ميمونها و بوزينه ها کت و شلوار پوش کراواتي کجا و صلاح الدين ايوبی ها و صحابه رسول الله کجا هستند؟ خيلي فرق مي کنند، البته آن ها نماز خوانده اند. درکنفرانس اسلامي که 6 يا 7 سال پيش در طائف برگزار شد، همه ديدند که حافظ الاسد 2 رکعت نماز خواند و 3 ميليارد دلار پول گرفت صدام حسين در گوشه ديگر 2 رکعت نماز خواند حتما اين مبلغ را گرفته که اسلحه بخرد و اول عليه ايران در ايام جنگ بزند و بعد عليه رياض و کويت اسلحه ها را به کار بگيرد. البته نماز سياسي داريم ولي با دو رکعت نماز کسي نمي تواند مجاهد سبيل الله باشد. براي مجاهد في سبيل الله شدن نماز تهجد مي خواهد و نماز صبح و عشاء با جماعت لازم مي باشد. در پايان ما اطمينان داريم به 2 مطلب: يکي اين که حکام امروزي اسلام به هيچ وجه نمي توانند فاتح قدس باشند. هرگاه ژنرال ها و سرهنگ هايي به وجود آمد که به دانسنيگ نرفتند و جز با زن خود تمتع جنسي ننمودند و لب به شراب نزدند و سر ميز قمار حاضر نشدند و به معاد و به بهشت و دوزخ معتقد شدند و نماز صبحشان بدون عذر قضا نشود، هرگاه چنين ژنرال ها و سربازها و درجه دارهايي براي جهان اسلام پيدا شد، اين گونه ژنرال ها و سربازها و درجه دار ها مي توانند قدس را فتح کنند. فکر نکنيد که فتح قدس خيلي دور است. کافي است که اين حکومت هاي پوشالي در هم ريخته شود؛ اگر زندان هاي الجزاير شکسته شود، خيلي سريع ايراني در شمال آفريقا شکل مي گيرد. کافي است که زندان هاي رياض و مکه در هم شکسته شود، فورا مجاهدان في سبيل الله، آن هايي که الان در زندان هستند، بلافاصله حکومتي اسلامي به وجود مي آورند. شما فکر نکنيد امت اسلام، امتي مظلوم و فاسد شده اي هستند، اين طور نيست، 90 درصد کل جامعه اسلامي به خير هستند و معتقدند و آن 20 درصد فاسق، بلندگو در دست دارد. موضوع اين است: بلندگو در دست دشمن است. اگر زندان هاي مصر شکسته شود، خيلي سريع، ما سرهنگ هاي تهجد خوانی در مصر داريم، ولي خوب آن ها در زندان هستند يا بازنشسته  اند، يا گستاخ نظرند يا شديدا تحت نظر سازمان امنيت مصر قرار دارند. اين اطمينان اول است و ما به آن اعتقاد داريم که اين حکام امروزي نمي توانند فاتح قدس باشند، زيرا به احکام اسلام پايبند نيستند، به اين دليل که مي دانيد خيلي راضي از حسرت نمي کنيم خود خودشان را مي شناساند و اما مي دانند که نمي توانند قدس را فتح کنند و خيلي هم اصراري ندارند که از فتح قدس دم بزنند و حرف بزنند. اين يک مطلب است و مطلب ديگر: به هيچ وجه يهود پيروز نخواهد شد. اين وعده قطعي خداوند است و در نص قرآن خداوند چنين فرموده است درباره يهود و مسيحيان: ما ميان آن ها دشمني و کينه ايجاد کرده ايم، همديگر را مي کشند و خودشان با همديگر درگيرند و هر چند ملت ها را به جان هم اندازد، خداوند آتش آن ها را به لطف و کرمش خاموش مي کند، و هميشه در زمين به فساد و تبهکاري اقدام مي کنند در حالي که خداوند تبهکاران و مفسدان را دوست ندارد. خداوند به امت محمد توفيق بدهد که از نو متحد بشود و به رهبري امام واحد و امام مورد قبول همه مسلمين و با کمک صلاح الدينِ آينده نزديک بتواند همه را متحد کند و به وسيله سربازان تهجد خوان و مجاهد براي سومين بار با صلح و دوستي قدس را فتح کند. اميدواريم ديگر در اين بار مسيحي و يهودي پيدا نشود که با توهين به ذات مقدس پيامبر (ص) فاتح سوم قدس را وادار کند که پاي منبر سرش را ببرد. إن شاء الله قدس به وسيله جهان بيني که به وجود خواهد آمد، بدون خونريزي شديد تحويل مسلمين بشود. حال شايد طولاني باشد و ما زنده نباشيم چون معلوم نيست فتح خدا کي خواهد بود.

 

نام: ایمیل:
نظر شما :
مسلم - 19/5/1389
امیدوارم هر چه زودتر فلسطین آزاد شود.
یا سلام خدمت شما دوستان عزیز امید وارم که حالتان خوب باشد کتابی در مورد دین زر تشت میخواهم لطفا بفرستید
جستجو در سایت
نظر سنجی
  
نظر شما در مورد طراحی این وب سایت چیست؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف


مجموع آراء: 1724
مشاهده نتیجه
 
© 2007Madares-Eslami.com All rights reserved